زندگی من

 هیچ موجودی به درد دیگری نمی خورد.پدر به درد فرزند و فرزند به درد پدر نمی خورد.دیگر خبری از رفقا نیست همه گرفتارند.فقط ارتباط الهی نجات دهنده است و شفاعت اهل بیت عصمت.تا شفاعت نصیب چه کسی بشود.انهایی که بندگی خدا را کردند.بندگان شیطان مورد شفاعت نیستند هر کس نمی تواند شفاعت کند.شفاعت مال ادم های مخصوصی است...
قصه ی زندگی من داستانی بود واقعی که من نمی دونستم چطور باید ادامش بدم یا چطور به جایی برسونمش که الان هست...
این ماجرا هر چند تعریف نشده باقی مونده قصه ی زندگی برادری هستش که هنوزم که هنوزه نشناختمش...
الان رو تخت بیمارستانه و هیچ کاری از هیچ کس بر نمی آد...
و اینجاست که حضور خدا هر چه بیشتر پر رنگ تر میشه...
از هر کسی که این متن رو می خونه می خوام که برای شفای همه ی مریض ها دعا کنه...
مخصوصا برادم... حمید...
هیچی نمیتونم بگم...
فقط  فریادی که خاموش مونده...
و سکوت فریاد کلماتی هستش که وجود خودشون رو انکار می کن...
دعا کنید
یا علی...

/ 0 نظر / 22 بازدید